شبی عالی برای سفر به چین، ماجرای جست‌وجوی مردی به نام رومن به دنبال پسر کوچک خود سایمون است. رومن شبی، به علت بی‌حوصلگی برای سایمون کتاب داستان نخوانده و اظهار خستگی می‌کند. سایمون آن شب دلگیر به رختخواب می‌رود و صدای موسیقی زنده از کافه پایین خیابان آن‌ها می‌آید. رومن که علاقة زیادی به موسیقی زنده و اجرای برنامه دارد، به طرف خیابان و به کافه چایتاتاون می‌رود. هنگامی که بازمی‌گردد، نزد سایمون می‌رود، اما….

بخشی از کتاب:

آن شب دوباره از خانه بیرون رفتم. چراغ‌های پارکینگ‌های پشت‌خانه‌ها مثل مجموعه‌های هالیوودی روشن بود، بوته‌ها به شکل مردهای به دار آویخته و پنجره‌ها مثل کره‌ی چشمی که از حدقه بیرون زده باشد. اتاق خوابی در طبقه دوم با رنگ قرمز بچگانه‌ای رنگ آمیزی شده بود.توی انبارهای داخل باغچه‌ها را نگاه کردم و پارکینگ‌ها را که در حیاط پشت خانه‌ها بودند. در فضای تاریک راه پله‌ها اسم او را زمزمه کردم. «سایمون، اون جایی؟»